ارائه خدمات تخصصی آموزشی

برگزاری کارگاه های ویژه

گنجینه ای غنی از دانش و تجربیات

ارائه خدمات مدیریتی

دوره در حال ثبت نام:

  • دوره انحصاری 1001 نکته تدریس ویژه مهرماه 98

  • برگزاری چهل و چهارمین دوره ویژه تربیت مدرس با تسهیل گری مهندس سعید صنعتی

  • با ظرفیت محدود

  • جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت نام در دوره عدد 1001 را به سامانه پیامکی 30007227002097 ارسال فرمایید.

دوره ای استثنایی که هرگز فراموش نخواهید کرد!”

نظرات شرکت کنندگان

خواندنی ها

همرنگ جماعت

"همرنگ جماعت" ضرب المثل های ملت ها شاخصی از الگوهای رایج فرهنگی و مدل های ذهنی آن هاست. تا المپیک ۱۹۶۸ مکزیک روش رایج پرش ارتفاع در مسابقات دومیدانی این بود که بدن ورزشکار هنگام پرش باید موازی میله قرار بگیرد. به این روش در پرش ارتفاع “چرخش غربی” می گویند. ورزشکار... ادامه مطلب

نگاه گورخری

"نگاه گورخری" نگاه گورخری را با شرح داستانی از شل سیلور استاین بازبینی می کنیم.  از گورخری پرسیدند: تو سفیدی راه راه سیاه داری، یا اینکه سیاهی راه راه سفید داری؟ گورخر به جای جواب دادن پرسید: تو خوبی فقط عادت های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟ ساکتی بعضی... ادامه مطلب

کوزه ترک خورده

"کوزه ترک خورده" مردی هر روز دو کوزه بزرگ به دو انتهای چوبی می بست، چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها ترک های کوچکی داشت. هر بار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود، نصف آب کوزه... ادامه مطلب

سنگ جادویی

"سنگ جادویی" مردی شنید که کیمیاگری، در صحرایی همان نزدیکی، حاصل سال ها مرارتش را گم کرده است؛ سنگی جادویی، که هر فلزی را به طلا تبدیل می کرد. به فکر افتاد که این سنگ جادویی را پیدا کند و ثروتمند شود، و سر به صحرا گذاشت. نمی دانست سنگ... ادامه مطلب

زیباترین مجسمه

"زیباترین مجسمه" در سرزمینی، مجسمه ساز معروفی زندگی می کرد. روزی پادشاه سرزمین به او مأموریت داد که مجسمه ای از یک زن کامل بسازد. مجسمه ساز خیلی خوشحال شد. او یک سال و نیم وقت صرف کرد و با مجسمه زیبایی برگشت. اما یکی از وزیران پادشاه در خصوص... ادامه مطلب

راه گوساله

"راه گوساله" روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد. گوساله بی فکری بود و راه پرپیچ و خم و پرفراز و نشیبی برای خود باز کرد. روز بعد، سگی از آنجا می گذشت، از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد،... ادامه مطلب

دسته کلید پای چراغ برق

"دسته کلید پای چراغ برق" در یک شب تاریک مردی در پیاده رو خیابانی پای تیر چراغ برق دنبال چیزی می گشت. گشت پلیس او را دید و پرسید: دنبال چه می گردی؟ مرد گفت: دنبال دسته کلیدم می گردم. پلیس پرسید: آن را اینجا گم کردی؟ مرد گفت: نه، فکر می‌کنم در پارکی... ادامه مطلب

دختر دهقان و ریگ های سیاه و سفید

"دختر دهقان و ریگ های سیاه و سفید" سال ها پیش در روستایی، کشاورزی به خاطر وضعیت بد مالی مجبور شده بود از مرد پولدار روستا مقدار قابل ملاحظه ای پول قرض کند. موعد بازپرداخت رسیده بود اما کشاورز نمی توانست تمام قرض خود را پرداخت کند. مرد پولدار که... ادامه مطلب

تخت مرگبار

"تخت مرگبار" چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود... ادامه مطلب

0